<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1395</YEAR>
<VOL>1</VOL>
<NO>2</NO>
<MOSALSAL>0</MOSALSAL>
<PAGE_NO>183</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>گونه‌شناسی بزه شروع به جرم (از منظر چیستی گام‌های مادی آن)</TitleF>
				<TitleE>recognition species attempt offence from aspect of circumstance the steps of that act</TitleE>
                <URL>https://jclp.ut.ac.ir/article_60826.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بزه شروع به جرم در دو حالت بزه اصلی و در حکم آن، قابل کیفر است که در حالت نخست بزه شروع به جرم در سه حالت شروع به اجرایی‌کردن بزه، شروع به عملیات اجرایی بزه و مستتربودن شروع به اجرایی‌کردن یا شروع به اجرایی‌کردن بزه و شروع به عملیات اجرایی بزه نمود می‌یابد و شرط دیگر، وجود مانع خارج از اراده است که با قید معلق‌ماندن قصد، شروع به جرم جلوه‌گر می‌شود. در حالت دوم، رفتاری در حکم شروع به جرم دانسته شده است که علاوه بر شروع به اجرایی‌کردن بزه و اتمام مسیر اجرایی، فقط در حالت ناکافی‌بودن وسیله به‌دلیل بی‌دقتی مرتکب در حکم شروع به جرم است که باید از دو حالت دیگر یعنی عدم توانایی ماهیت وسیله که عمل را مباح جلوه می‌دهد و ناکافی و کم‌تأثیری وسیله که شروع به عملیات اجرایی جرم و در نتیجه شروع به جرم واقعی را نمود می‌دهد، تمییز شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>attempt victims in two main criminal offense and its sentence , it is punishment that in first case attempt victims in three states began to implement a crime , start to crime operations and being hidden start implementing or start to implement crime and start crime operations appear and other conditions , is the existence of obstacle out of the will that with by indicating levitating of intention , attempt will appear. The second mode of behavior is known as the sentence of crime start that in addition to start to implementation of the crime and completion of the execution path only in mode of inadequacy of the means because of carelessness of committed is in the sentence crime starting that should be the other two conditions that’s mean inability of nature device that shows action permissible And inadequate and low-effect of means that start to executive operations of crime and as a result show real attempt, be specified.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>165</FPAGE>
						<TPAGE>184</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عباس</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زراعت</Family>
						<NameE>Abbas</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zeraat</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد، گروه حقوق، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zeraat@kashanu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رحمانی نعیم آبادی</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rahmaninaimabadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>alireza.rahmaninaimabadi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شروع به اجرایی‌کردن بزه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>‌ شروع به عملیات اجرایی بزه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>‌ عدم تکافوی وسیله</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>معلق‌ماندن نتیجه.‌</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>- اردبیلی، محمدعلی (1393)، حقوق جزای عمومی. جلد اول، چاپ سی و نهم، تهران: انتشارات میزان.##-‌ استفانی، گاستون، بلوک، برنار و لواسور، ژرژ (1377). حقوق جزای عمومی. ترجمة حسن دادبان، جلد دوم، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.##- آقایی‌نیا، حسین (1392). حقوق کیفری اختصاصی جرائم علیه اشخاص (جنایات). چاپ دهم، تهران: نشر میزان.##- پوربافرانی، حسن (1388). حقوق جزای اختصاصی جرائم علیه اشخاص (صدمات جسمانی).‌ چاپ اول،‌ تهران: انتشارات جنگل (جاودانه).##- پوربافرانی، حسن (1390). جرائم علیه امنیت و آسایش عمومی. چاپ اول، تهران: انتشارات جنگل(جاودانه).##- رهدارپور، حامد و چنگایی، فرشاد (1390). بررسی شروع به جرم، جرم عقیم و محال در لایحة مجازات اسلامی با نگاهی به سیر قانون‌گذاری. پژوهش‌نامة حقوقی، شمارة 2، صفحات 74-59.##- سعید، کامل(2002). شرح قانون العقوبات. عمان: دارالثقافه للنشر و التوضیع .##- صانعی، پرویز (1382). حقوق جزای عمومی. چاپ اول،‌ تهران: انتشارات طرح نو.##- عالی‌پور، حسن (1390). حقوق کیفری فناوری اطلاعات. چاپ اول، تهران: انتشارات خرسندی.##- عالی‌پور، حسن (1389). جرائم ضدامنیت ملی. چاپ اول، تهران: انتشارات خرسندی.##- علی‌آبادی، عبدالحسین (1373).، حقوق جنایی. جلد اول، چاپ سوم، تهران: نشر بینا.##- عیادالحلبی، محمدعلی سالم (1997). شرح قانون العقوبات (القسم العام). عمان: مکتب دارالثقافه للنشر والتوضیع.##- فتحی، محمدجواد، رهدارپور، حامد و چنگایی، فرشاد (1391). ارائة معیار تشخیص جرائم ناتمام. مجلة حقوقی دادگستری، سال 4، شمارة 77، صفحات 33-9.##- فرهودی‌نیا، حسن (1381). جرائم ناتمام (بررسی تطبیقی). چاپ اول، تهران: انتشارات فروزش.##- فلچر،‌جورج(1389)، مفاهیم بنیادین حقوق کیفری، ترجمة سید مهدی سیدزاده ثانی،‌ چاپ دوم، مشهد،دانشگاه علوم اسلامی رضوی.##- کلارکسون، کریستوفر(1390)، تحلیل مبانی حقوق جزای عمومی، ترجمة حسین میرمحمد صادقی، چاپ اول، تهران، نشر میزان.##- لوترمی، لورانس و کلب، پاتریک (1387)، بایسته‌های حقوق کیفری عمومی فرانسه. ترجمة محمود روح‌الامینی، چاپ اول، تهران: نشر میزان.##- محسنی، مرتضی (1375). دورة حقوق جزای عمومی. جلد دوم، چاپ اول، تهران: انتشارات گنج دانش.##- مصدق، محمد (1393). شرح قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 با رویکرد کاربردی. چاپ ششم، تهران: انتشارات جنگل.##- میرمحمدصادقی، حسین (1392). حقوق جزای اختصاصی1 جرائم علیه اشخاص. چاپ دوازدهم، تهران: نشر میزان.##- میرمحمدصادقی، حسین (1393). حقوق جزای اختصاصی 2 جرائم علیه اموال و مالکیت. چاپ سی و نهم، تهران: نشر میزان.##- نقدی‌نژاد، مجتبی (1390). شروع به جرم در حقوق کیفری (مطالعة تطبیقی ایران و انگلستان). چاپ اول، تهران: انتشارات جنگل.##- Abbot, E. (1913). Justice, and the modern law. Boston: Houghton Mifflin company.##- Childs, P. (2005). Nutcases criminal law. 4th edition, London: published sweet &amp; Maxwell.##- Elliott, C. &amp; Quinn, F. (2008). Criminal law. 7th edition, Harlow: Pearson Longman.##- Heaton, R. (2006). Criminal law. 2th edition, New York: Oxford University Press.##- Jefferson, M. (2007). Criminal law. 8th, Harlow: Pearson Longman.##- Wilson, W. (2008). Criminal law doctrine and theory. Third edition, Harlow: Pearson Longman.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بازبینی فقراتی از ترجمة فارسی لویاتان از منظر مفاهیم حقوق کیفری</TitleF>
				<TitleE>A review of the Persian translation of the Leviathan 
from the Criminal Law concepts point of view</TitleE>
                <URL>https://jclp.ut.ac.ir/article_60830.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>                                        بسیاری از متون بنیان‌گذار اندیشة سیاسی جدید پر از الفاظ و مفاهیم حقوقی­اند. زبان حقوق یکی از مهم‌ترین ابزارها و بستر بحث دربارة اندیشة سیاسی بوده است. بنابراین، در انتقال و ترجمة این آثار باید به معنا و محتوای حقوقی الفاظ و مفاهیم توجه کرد، آن را بازشناخت. فقط در چنین شرایطی است که می­توان به ترجمة این آثار اعتماد کرد و به آن ارجاع داد. شایسته است ترجمة این دسته از آثار از منظر معنای حقوقی الفاظ هم بازبینی و بررسی شوند. در این مقاله برای اثبات این ادعا عبارات و الفاظ حقوقی ترجمة فارسی لویاتان را بررسی خواهیم کرد تا دقت برگردان فارسی آن را ارزیابی کنیم.        </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Legal expressions and concepts are abundant in many of fundamental texts of the modern political thought. The language of law has been one of the main means within which discussion about political thought has taken place. Therefore when these texts are translated or transmitted into other languages, the meaning and the content of the legal expressions and concepts in terms of their scope and connotations should be considered. Only in this situation one can rely on these translations and they deserve to be cited. So the revision and reconsideration of these texts from the legal concepts point of view might be very useful and necessary. In this paper for demonstrating my argument I focusing on the legal expressions and concepts of the Persian translation of the Leviathan and their precision and accuracy will be evaluated.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>185</FPAGE>
						<TPAGE>205</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سید ناصر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سلطانی</Family>
						<NameE>Seyed Naser</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Soltani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه حقوق عمومی، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>naser.soltani@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تعزیر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جرم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>خطا</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>معاذیر</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>1)       هابز، توماس (1389). لویاتان. ویرایش و مقدمه از سی. بی. مکفرسون. ترجمة حسین بشیریه، چاپ ششم، تهران: نی.##2)       جعفری لنگرودی، (1372)، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران، گنج دانش، چاپ ششم.##3)       تاک، ریچارد (1387). هابز. ترجمة حسین بشیریه، چاپ دوم، تهران: طرح نو.##4)      سلطانی، سید ناصر (1391). مفهوم برابری در مقابل قانون در متمم قانون اساسی مشروطیت. مجلة مطالعات حقوقی دانشگاه شیراز. دورة 4، شمارة 2 (پائیز و زمستان).##5)      سلطانی، سید ناصر (1394). نقدی بر ترجمة فارسی لویاتان از دیدگاه مفاهیم حقوقی. فصل‌نامة تحقیقات حقوقی، شمارة 70، صفحات 245-223.##6)       قمی، علی بن محمد (سال). جامع الخلاف و الوفاق بین الإمامیة و بین الائمة الحجاز و العراق، در: المعجم الفقهی.##7)       علامه حلی ()، قواعد الاحکام، ج 3، در: المعجم الفقهی.##8)       شهید ثانی، (1410). شرح لمعه. جلد نهم، قم: انتشارات داوری، در: المعجم الفقهی.##9)       محقق کرکی، جامع المقاصد، ج1، در: المعجم الفقهی.##10)    اصفهانی، محمدحسین (1419). حاشیة کتاب المکاسب. جلد سوم، تحقیق الشیخ عباس محمدآل سباع، المطبعة علمیه.##11)   Hobbes, T. (1999). Léviathan ou Matière, forme et puissance de l&#039;état chrétien et civil, trad. Fr. F. Tricaud, Paris : Dalloz.##12)   Hobbes, T. (2000). Léviathan ou Matière, forme et puissance de l&#039;état chrétien et civil, trad., introd., notes et notices par Gérard Mairet, Paris : Gallimard.##13)   Hobbes, T. (1985). Leviathan. Editor/introduction - C. B. MacPherson, Penguin Classics, Paperback.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>سبک‌های تربیتی و پیشگیری از جرم</TitleF>
				<TitleE>The training styles and the Prevention of Delinquency from crime</TitleE>
                <URL>https://jclp.ut.ac.ir/article_60840.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>خانواده به‌عنوان نخستین و مهم­ترین نهاد اجتماعی، می­تواند با بهره­گیری از سبک­­های تربیتی رایج یا سبک تربیت دینی، تأثیر سلبی یا ایجابی بسزایی در ابعاد گونا­گون رشد فرزندان، تکوین شخصیت و رفتارهای آنان داشته باشد. بر این اساس، سبک­های تربیت فرزند را می­توان به دو دستة کلی تقسیم کرد، یکی سبک­های غیردینی که بر دیدگاه­­های انسانی پایه­ریزی شده و دیگری، سبک دینی که بر پایة آموزه­های دینی پایه­گذاری شده است. در این میان، آنچه اهمیت ویژه دارد، پیامد­های هر یک از سبک­های یادشده در پیش­گیری بهتر از بزه­کاریِ برآمده از چگونگی تربیت فرزندان است. از این­ رو نتیجة مقایسه نشان می­دهد سبک فرزندپروری مسئولانة دینی مبتنی بر آیات و روایات بهترین روش فرزندپروری است که می­تواند در پیشگیری از بزه­کاری فرزندان مؤثر باشد. در این راستا، سبک فرزندپروری مقتدرانه از سبک­های غیردینی، نزدیکی بیشتری به سبک تربیت مسئولانة دین‌محور دارد. اما دیگر سبک­های تربیت غیردینی آسان­گیرانه، مستبدانه و مسامحه­کارانه ناسالم ­شمرده می­شوند. زیرا نه‌تنها از ناهنجاری و بزه­کاری فرزندان پیشگیری نمی‌کنند، آسیب­زا و موّلد بزه­کاری نیز به شمار می­آیند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Family as the first and most important social institution, can has negative or positive significant influence on diversity growing of children, development of their characters and behavior by using the common or religious style training. Accordingly, the parenting styles can be divided into two general categories: one secular styles that are based on human vision and other religious style that is based on religious teachings. But what is especially important, is the outcomes of each of these styles in better prevention of delinquency arising from the education of children. Hence the result of this comparison, shows that the religious responsibility parenting style based on the Quranic verses anecdotes, is the best parenting method that can be effective in the prevention of children’s delinquency, who be trained with it. Meanwhile the authoritative parenting style from the secular styles has more closeness to the religious responsibility parenting style, but the other secular parenting styles (permissive, authoritarian and negligent) are numbered as unhealthy styles. Because they not only prevent of the children’s anomaly and delinquency, but also are hurtful and producer law-breaking.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>207</FPAGE>
						<TPAGE>224</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عادل</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ساریخانی</Family>
						<NameE>Adel</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sarikhani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه قم، قم، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>adelsari@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بزه کاری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پیشگیری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>خانواده</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سبک تربیت دینی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سبک تربیت غیردینی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فرزندپروری</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>. قرآن کریم##2. آمدی، عبدالواحد (1387). غررالحکم و دررالکلم آمدی. قم: مؤسسة انتشاراتی امام عصر (عج).##3. احدی، حسن، بنی‌جمالی، و شکوه‌السادات (1388). روان­شناسی رشد. تهران: جیحون.##4. امیری‌­نژاد، علی، قریشی­راد، فخرالسادات و جوان­مرد، غلام­حسین (1390). مقایسة سبک­های فرزندپروری و سلامت روان افراد اقدام‌کننده به خودکشی با والدین افراد عادی. فصل­نامة مشاوره و روان‌درمانی خانواده، سال 1، شمارة 3، صفحات 315-302.##5. هترینگتون، ای. میویس ­و پارک، راس ­دی (1373). روان­شناسی کودک از دیدگاه معاصر. جلد دوم، مشهد: معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی.##6. پدرام، احمد (1391). خانواده و تربیت فرزند. اصفهان: کیاراد بصائر شهید فهمیده.##7. حکیمی، محمدرضا، محمد و علی (1389). الحیاه. قم: انتشارات دلیل ما.##8. دانش، عصمت، تکریمی، زیبا و نفیسی، غلام­رضا (1386). نقش شیوه­های فرزندپروری والدین در میزان افسردگی فرزندان­شان. فصل­نامة روان­شناسی- روان­شناسی کاربردی، شمارة 2، صفحات 55-39.##9. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه (1375). روان‌شناسی رشد. تهران: سمت.##10. سهرابی، فرامرز و حسنی، اعظم (1368). شیوة فرزندپروری والدین و رفتارهای ضداجتماعی دختران نوجوان. مجلة روان‌شناسی، دورة 11، شمارة 1، صفحات 88-75.##11. شریعتمداری، علی (1367). روان­شناسی تربیتی. تهران: امیر کبیر.##12. شریعتی، علی (بی‌تا). فلسفة تعلیم و تربیت. تهران: انتشارات آثار بعثت.##13. شکوهی یکتا، محسن، پرند، اکرم و فقیهی، علی­نقی (1385).مطالعة تطبیقی سبک­های فرزندپروری. دوفصل­نامة تربیت اسلامی، سال 2، شمارة 3، صفحات 141-115.##14. شیری، عباس (1386). نقد و بررسی لایحة پیش­گیری از وقوع جرم. فصل­نامة مطالعات و پیشگیری از جرم، نشریة پلیس پیش­گیری نیروی انتظامی، شمارة 2، صفحات 53-15.##15. طه، فریده (1390). بررسی کنگره­های پیشگیری از جرم و عدالت کیفری سازمان ملل، نوجوانان در معرض خطر بزه­کاری. تهران: میزان.##16. عطاران، محمد (1371). آرای مربیان بزرگ مسلمان دربارة تربیت کودک. تهران: انتشارات مدرسه.##17. فلسفی، محمدتقی (1386). الطفل بین‌الوراثه و التربیه. قم: بوستان.##18. قائمی ­امیری، علی (1379). حدود آزادی در تربیت. تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان.##19. قائمی‌مقدم، محمدرضا (1382). روش­های آسیب‌زا در تربیت از منظر تربیت اسلامی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.##20. قمی، عباس (1363). هدیه الاحباب فی ذکر المعروف بِلکُنی و الالقاب و الانساب. تهران: امیرکبیر.##21. کریمی­نیا، محمدعلی (1372). الگوهای تربیت اجتماعی. قم: پیام مهدی.##22. کلمن، جیمز. سی (1377) روان‌شناسی نابهنجار و زندگی نوین. تهران: دانشگاه الزهرا.##23. گسن، ریمون (1370). جرم­شناسی کاربردی. تهران: مترجم.##24. ماسن، هنری پاول، جروم، کیگان، هوستون، آلتا کارول، جین وی، جان و کانجر (1368). رشد و شخصیت کودک. تهران: نشر مرک.##25. متولی­زاده، نفیسه (1386). پیشگیری رشدمدار. مطالعات پیشگیری ازجرم، سال 2، شمارة 2، صفحات 143-123.##26. معین، محمد (1363). فرهنگ معین. تهران: امیر کبیر.##27. منادی، مرتضی (1384). تأثیرشیوه­های فرزندپروری والدین بر شخصیتِ اجتماعی و فرهنگی جوانان. فصل­نامة خانواده و پژوهش، سال 2، شمارة 2، صفحات 93-80.##28. منصور، محمود (1392). احساس­ کهتری. تهران: مؤسسة انتشارات دانشگاه تهران.##29. مهکام، رضا (1383). خانه­گریزی ­دختران (ریشه­ها و پیامدها). قم: مرکز پژوهش­های صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران.##30. هاک، پل (1381). موفقیت درتربیت فرزندان بارویکردعقلانی- عاطفی. تهران: انتشارات رشد.##31. هواسی، ناهی (1386). مقایسة شیوه‏های فرزندپروری در خانواده‏هایی که دارای نوجوان معتاد هستند با خانواده‏هایی­که دارای نوجوان عادی هستند. پایان‏نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهراء##32. بخاری جعفی، محمد (1401). الصحیح. بیروت: دارالفکر.##33. حائری، محمدمهدی (1385هـ ق). شجرة طوبى. نجف: منشورات المکتبه الحیدریه و مطبعتها.##34. حرانی، ابن شعبه (1404). تحف‌العقول عن آل الرسول. قم: مؤسسة نشر اسلامی جامعة مدرسین.##35. حرّ عاملى، محمد بن حسن (1414). وسائل‌الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه. قم: مؤسسة آل‌البیت (ع) لإحیاء التراث.##36. طباطبائی، محمدحسین (1375). سنن‌النبی. تهران: انتشارات اسلامیه.##37. طبرسی، حسن بن افضل (1392هـ ق). مکارم‌الاخلاق. قم: منشورات الشریف الرضی.##38. عاقل، فاخر (1985). علم‌النفس التربوی. بیروت: دارالعلم للملایین.##39. فیض کاشانی، ملامحسن (1415). تفسیرالصافی. تحقیق حسین اعلمى، تهران: انتشارات الصدر.##40. کلینى، محمد بن یعقوب (1429). الکافی. قم: دارالحدیث للطباعه و النشر‌.##41. مازندرانى، محمدصالح (1421). شرح أصول الکافی. بیروت: دارإحیاء التراث العربی للطباعه و النشر و التوزیع.##42. متقی هندی، حسام‌الدین (1409). کنز العمال فی السنن الاقوال و الافعال. بیروت: مؤسسه‌الرساله.##43. مجلسى، محمدباقر (1403). بحار­ الأنوار. بیروت: دارإحیاء التراث العربی.##44. نورى، میرزاحسین (1408). مستدرک‌الوسائل. بیروت: مؤسسة آل­البیت (ع) لإحیاء التراث.##45. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب (بی­تا). تاریخ یعقوبی. چاپ اول، بیروت: دار صادر.##46- Amelia, M.A. (2012). Parental substance use impairment, parenting and substance use disorder risk. Journal of Substance Abuse Treatment, 43, 114-124##47- Baumrind, D. (1991). Effective parenting during the early adolescent transition.In P.A. Cowan &amp; E.M. Hetherington (Eds). Family Transitions, 2, 347-374.##48 -Fraleigh, M.Y. (1987). The relation of parenting style to adolescent school performance. Child Development, 58, 44-57.##49- Konoupka, G. (1976). Yang girl: A portraits of adolescent and behaver. Englewood Cliffs, N.J.: Prentice##50-Maccoby, E.E. &amp; Martin, J. (1983). Socialization in the context of the family: Parent-child interaction. In E. M. Hetherington (Ed.), Mussenmanual of child psychology, 4, 320-339.##51-Robinson, C. &amp; Mandleco, B. (2005). Handbook of family measurement techniques; thousand oaks: sage. ),»The parenting style and dimensions Questionnaire (PSQD) «##52- Tomas, J.M. &amp; Caroline, J.E. (2012). Fathers entering substance abuse treatment: An examination of substance abuse, trauma symptoms and parenting behaviors. Journal of Substance Abuse Treatment, 43, 335-345.##53 - Weiss, L.H.,Schwarz,(1996). The relationship between parenting types and older adolescents’ personality, academic achievement, adjustment, and substance use. Child Development, 67, 2101-2114.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی حدود غیرموضوعه(ماده 220 قانون مجازات اسلامی) بارویکرد فقه مقارن</TitleF>
				<TitleE>Study about Hodood ( Article 220 of the Penal Code) with approach  contemporary jurisprudence</TitleE>
                <URL>https://jclp.ut.ac.ir/article_60841.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مادة 220 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 دست قضات را برای رجوع به منابع فقهی باز گذاشته است. نظر به اینکه قانون‌گذار بسیاری از جرائم را با عنوان حدود قرار داده است، این پرسش مطرح است که آیا حدودِ شرعیِ دیگری غیر از حدود موضوعة قانونی وجود دارد یا خیر. بنابراین، این مقاله با یک بازپژوهی در منابع فقهی و روایی، و تفکیک جرائم منصوص تعزیری از جرائم منصوص حدی، مشخص می‌کند که نخست، تعریف فقها از حد به مجازات مقدر صحیح نیست، بلکه حد به‌معنای مجازات مقدر معین است که در آیات یا روایات به‌صراحت وصف حدی‌بودن آن را معین کرده باشد، بنابراین، دوم، بسیاری از جرائمی را که فقها به‌دلیل انحراف از تعریف، با عنوان حد مطرح کرده‌اند، همگی تعزیر منصوص شرعی بوده است و این خلط مبحث، قانون‌گذار را به سمت توسعة جرائم منصوص حدی رهنمون کرده است، و سوم اینکه غیر از جرائم منصوص حدی، دیگر موجبی برای رجوع به فقه که مشمول مادة یادشده شود، وجود ندارد زیرا همگی با عنوان تعزیرات منصوص شرعی قرار دارند.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Article 220 of the Penal Code, adopted in 1392 by the judges to have recourse to the legal sources. In this study, therefore, to the question of whether Hudud other than statutory law exists, to be answered. So try all offenses committed in the books of hadith and jurisprudence in Imami talk about there, whether independent or other subsidiary rules as initially proposed, and the mind to know the extent of their Mtbadrmy be browsed. And thereby also to inform public opinion of jurists and the Byshtrmtlvb scientific interest.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>225</FPAGE>
						<TPAGE>253</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>محمد رسول</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آهنگران</Family>
						<NameE>Mohamad Rasool</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ahangaran</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار،گروه فقه و مبانی حقوق، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ahangaran@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مهرداد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>سعیدی</Family>
						<NameE>Mehrdad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Saeedi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشد فقه و حقوق خصوصی، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری،تهران، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>m.saeedi9445@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>رضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اورسجی</Family>
						<NameE>Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Orsaji</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>dr.ahangaran@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اصل 167</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حدود غیرموضوعه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حدود</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حدود موضوعه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مادة 220 قانون مجازات اسلامی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم##ابن قدامه، محمد عبدالله بن احمد (1410). المغنی. هجر للطباعه و النشر.##اردبیلی، احمد [مقدس] (1416). مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان. قم: انتشارات جامعه مدرسین.##بروجردی، سید حسن (1387). منابع فقه شیعه (قضا، شهادات، حدود، تعزیرات). فرهنگ سبز.##تبریزی، جواد (1417). أسس الحدود والتعزیرات. قم: نشر مهر.##ترحینی العاملی، سید محمدحسن (1423). الزبده الفقهیه فی شرح الروضه البهیه. بیروت: دارالهادی.##الجزیری، عبدالرحمن (بی‌تا). الفقه علی المذاهب الاربعه. بیروت: دارالفکر.##حر عاملی، محمد بن حسن (بی‌تا). وسائل‌الشیعه. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.##حلبی، شیخ ابی الصلاح (بی‌تا). الکافی فی الفقه. به کوشش رضا استادی، اصفهان: مکتبه الامام امیرالمؤمنین (ع).##حلّی، ابن ادریس (1410). السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.##حلی، علامه حسن بن یوسف (1410). إرشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان. قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیه.##حلی، علامه حسن بن یوسف (1413). قواعد الأحکام فی معرفة الحلال والحرام. قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیه.##حلّی، علامه حسن بن یوسف (1414). تذکره الفقهاء. قم: مؤسسة آل البیت علیهم‌السلام.##حلی، محقق جعفربن الحسن (1408). شرایع‌الاسلام فی مسائل الحلال والحرام. قم: اسماعیلیان.##خراسانی، حسین وحید(1428ق). منهاج الصالحین. قم: مدرسة امام باقر علیه‌السلام.##موسوی خمینی، روح‌الله (بی‌تا). تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیة.##خویی، سید ابوالقاسم (بی‌تا). تکمله منهاج الصالحین. نجف اشرف: مطبعه الآداب..##روحانی، سید محمدصادق (1429). منهاج الصالحین. قم: مکتب آیت‌ا... سید روحانی.##هاشمی شاهرودی، سید محمود و جمعی از پژوهشگران (1423). موسوعه الفقه الإسلامی طبقاً لمذهب أهل‌البیت (ع). قم: مؤسسة دائره‌المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت (ع).##شهید ثانی (1425). مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام. قم: مؤسسة المعارف الإسلامیه.##شیخ بهائی (بی‌تا). جامع عباسی. تهران: انتشارات فراهانی.##طوسی، شیخ محمد بن حسن (1387هـ ق). المبسوط فی فقه الامامیه. تهران: مکتبه المرتضویه لاحیاء آثار الجعفریه.##طوسی، شیخ محمد بن حسن (1390هـ ق). تهذیب الأحکام. تهران: دار الکتب الإسلامیه.##طوسی، شیخ محمد بن حسن (بی‌تا). الغیبه. تهران: مکتبه نینوی الحدیثه.##طوسی، محمد بن حسن، (1373). رجال الطوسی(جامة مدرسین). تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم: مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین.##طوسی، محمد بن حسن (1351). الفهرست. مشهد: کنگرة هزارة شیخ طوسی دانشگاه مشهد.##عاملی،محمد بن مکی [شهید اول] (1386). لمعه دمشقیه. علی شیروانی، قم: دارالفکر.##علم الهدی، علی بن حسین (1410). الانتصار. قم: مؤسسۀ النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم.##عوده، عبدالقادر (بی‌تا). التشریع الجنائی الاسلامی. دارالکاتب العربی.##کریمی جهرمی، علی (1412). الدر المنضود فی احکام الحدود (تقریرات درس فقه آیه ا... گلپایگانی). قم: دارالقرآن الکریم.##الکاسانی، ابوبکربن مسعود (1406). بدایع الصنایع فی ترتیب الشرایع، بیروت: دارالکتب العلمیه.##فاضل لنکرانی، محمد (1390). آیین کیفری اسلام -شرح فارسی تحریر الوسیله-. اکبرترابی شهرضایی، قم: اعتماد.##مغنیه، محمدجواد (1966). فقه الامام الصادق علیه‌السلام. بیروت: دارالعلم للملایین.##مفید، محمد بن محمد(1372). الإرشاد فی معرفه حجج‌الله على العباد. قم: الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید.##سیوری، مقداد (1384). فاضل، کنزالعرفان فی الفقه القرآن، قم: نوید اسلام.##مکارم شیرازی، ناصر (1418).أنوار الفقاهه- کتاب الحدود والتعزیرات. قم: مدرسه الامام##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بزه‌دیده و عوام‌گراشدن سیاست کیفری</TitleF>
				<TitleE>Victim and penal populism</TitleE>
                <URL>https://jclp.ut.ac.ir/article_60842.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بزه‌دیده به شکل­های مختلف موجب ایجاد عوام­گرایی کیفری می‌شود. ترس از جرم و نگرانی عمومی از آن به‌نوعی سخت‌گیری کیفری عوام‌گرا را تشدید می‌کند. اغلب جرائمی با بزه‌دیدگان خاص (از حیث سن و جنسیت) توجه رسانه‌ها و افکار عمومی را بیشتر جلب می‌کند. بنابراین، این جرائم بیشتر موجب برانگیختگی احساس عمومی و تأثیر آن بر سیاست کیفری می‌شود. بزه‌دیدگان با بیان توقعاتی که از نظام عدالت کیفری دارند، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در فرایند کیفری شرکت می‌کنند. از این طریق نیز بزه‌دیدگان می‌توانند موجب جهت‌دهی سیاست کیفری به‌سوی عوام‌گرایی شوند. بزه‌دیده با گزارش جرم و در مواردی بیان غیرواقعی بزه‌دیدگی و اغراق در آن، زمینة تمرکز رسانه‌ها بر موضوع‌های کیفری را فراهم می‌کند. در این شرایط، امکان حرکت سیاست کیفری به‌سوی عوام‌گرایی فراهم می‌شود. همچنین، اندیشة حمایت افراطی از بزه‌دیدگان، می‌تواند سیاست کیفری را تا مرز نادیده‌گرفتن حقوق متهمان پیش ببرد. بر این مبنا، در این مقاله چگونگی جهت‌گیری سیاست کیفری به‌سوی عوام‌گرایی، تحت تأثیر بزه‌دیده بررسی می‌شود.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The victim founds penal populism in the different forms. The crime fear and its public concern somehow intensify the criminal populist crackdown. Often the crimes with special victims (in terms of age and sex), attract attention of media and public opinion further. Thus, these crimes further stimulate public sentiment and consequently affect on penal policy. The victims participate direct and indirect in the criminal process by the expression of their demands from the criminal justice. Also, by means of this method, victim causes the direction of penal policy towards the populism. The victims by report the crime in unreal victimization and its exaggeration, provides focus of media on criminal subjects. In these circumstances, the possibility to move criminal policy towards populism is provided. Also the idea of victim extreme protection could move criminal policy to the point of ignorance of the accused rights. Thus in this article we discuss about the orientation of criminal policy towards populism in the effect of the victim.    </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>255</FPAGE>
						<TPAGE>275</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مهدی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شیداییان</Family>
						<NameE>Mahdi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sheidaeean</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار، گروه حقوق جزا و جرم شناسی، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rzhasankhani@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>جواد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رحبی سلمان</Family>
						<NameE>Javad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rajabi salman</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>javadrajabisalman@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بزه‌دیده</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سیاست کیفری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سیاست کیفری عوام‌گرا</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عوام‌گرایی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>پاک‌­نهاد، امیر (1388). سیاست جنایی ریسک‌مدار. چاپ اول، تهران: انتشارات میزان##پاک‌­نهاد، امیر (1392). احساس ناامنی و ترس از جرم. مجلة آموزه‌های حقوق کیفری، شماره 5.##پرت، جان (1393). عوام‌گرایی کیفری. ترجمة مجید شعبانی و مسعود باقری، تهران: انتشارات جنگل.##حسینی، سید محمد و دیگران (1388). بررسی نقش دوگانة رسانة جمعی در پیشگیری و وقوع جرم. فصل‌نامة انتظام اجتماعی، سال اول، شماره دوم.##جولیان، وی رابرتز و دیگران (1392). عوام‌گرایی کیفری و افکار عمومی، درس‌هایی از پنج کشور. ترجمة زینب باقری‌نژاد و همکاران، تهران: انتشارات میزان.##دکسردی، والتر اس (1392)، جرم‌شناسی انتقادی معاصر،ترجمه مهرداد رایجیان اصلی و حمیدرضا دانش ناری، تهران، انتشارات دادگستر،چاپ اول.##رجبی پور، محمود (1387)، مبانی پیشگیری اجتماعی از بزهکاری اطفال و نوجوانان، تهران، انتشارات منتهی، چاپ اول.##طاهری، سمانه (1392)، سیاست کیفری سخت‌گیرانه، تهران، انتشارات میزان، چاپ اول.##کاشفی اسماعیل‌زاده،حسن (1384)، جنبش‌های بازگشت به کیفر در سیاست جنایی کشورهای غربی، مجله الهیات و حقوق، شماره 15 و16.##عبدالفتاح، عزت (1371)، از سیاست مبارزه با بزهکاری تا سیاست دفاع از بزه‌دیده:ضرورت یک تغییر بنیادی در سیاست جنایی کنونی، ترجمه سوسن خطاطان و علی حسین نجفی ابرندآبادی، مجله حقوقی –قضایی دادگستری، شماره3.##فارل،استفن و دیگران (1392)، نظم اجتماعی و ترس از جرم در دوران معاصر، ترجمه حمیدرضا نیکوکار، تهران، انتشارات میزان، چاپ اول.##فرجیها، محمد (1386)، بازتاب رسانه‌ای جرم،فصل‌نامه علمی پژوهشی رفا اجتماعی، سال ششم،شماره22.##فرجیها، محمد (1390)،پیشگیری نظریه‌مند از جرم، مجموعه مقالات همایش ملی  علمی-کاربردی پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه،تهران، بنیاد حقوقی میزان،چاپ دوم. صفحات35-58.##محمودی جانکی،فیروز و مرادی حسن‌آبادی (1390)، محسن،افکار عمومی و کیفر گرایی، مجله مطالعات حقوقی،دوره سوم، شماره دوم.##مقدسی، محمدباقر (1390)، عوام‌گرایی و جلوه‌های آن در سیاست کیفری ایران، رساله دکتری دانشگاه تربیت مدرس.##مقدسی، محمدباقر و فرجیها، محمد (1390)،رویکرد عوام‌گرایی کیفری به جرائم جنسی،(مطالعه تطبیقی)، مجله پژوهش‌های حقوق تطبیقی،دوره15.##نجفی ابرندآبادی، علی حسین (1389)، تقریرات درس سیاست جنایی، سیاست کیفری عوام‌گرا،گردآوری و تنظیم زینب باقری نژاد، دوره دکتری،نیمسال نخست.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>آسیب شناسی مسئولیت مدنی مأمور در قانون مجازات اسلامی</TitleF>
				<TitleE>Pathology of Official’s Civil Liability in the Islamic Penal Code</TitleE>
                <URL>https://jclp.ut.ac.ir/article_60843.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>از جمله مسائل مبنایی در نظام‌های حقوقی، مسئولیت مدنی مأمور به‌دلیل اجرای دستور غیرقانونی مقامات صالح است که همواره ذهن دانشمندان حقوقی را به خود مشغول کرده است. قانون مدنی و قانون مسئولیت مدنی سال 1339 نسبت به موضوع یادشده ساکت است، ولی بخش دوم مادة 159 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392‌،مسئولیت مأموری که دستور غیرقانونی مقامات صالح را به‌علت اشتباه قابل قبول و به تصور اینکه قانونی است، اجرا کرده باشد، در دیه و ضمان تابع قواعد عمومی مسئولیت مدنی می‌داند. البته با ملاحظۀ قانون اخیر، استنباط‌شدنی است که مواد 473، 495 و 496 نیز با بخش دوم مادة 159 قانون یادشده پیوند دارند و با تجزیه‌وتحلیل آن‌ها، باید قاعدۀ کلی مربوط به مسئولیت مدنی مأمور به‌دلیل اجرای دستور غیرقانونی مقامات صالح را به‌دست آورد. با وجود این، به نظر می‌رسد به مواد یادشده ایرادهای گوناگونی وارد است و می‌تواند با عنوان‌هایِ ایرادهای ساختار قانون‌نویسی،‌ از جمله مطرح‌نشدن موضوع مورد بحث در زیرمجموعۀ قوانین مدنی، و ایرادهای ماهوی و فنی،‌ مانند پیش‌بینی‌نشدن حالت‌های مختلف اجرای دستور غیرقانونی مقامات صالح و تأثیر آن‌ها بر مسئولیت مدنی مأمور و تبیین‌نشدن ملاکِ اشتباه قابل قبول در اجرای این‌گونه دستورها به‌وسیلۀ قانون‌گذار، مطالعه شود و در پایان، پیشنهادهایی به قانون‌گذار در این زمینه مطرح شود.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Including the question of the basis of legal systems, official’s civil liability from executing the illegal order of the competent authorities; that has always preoccupied the minds of legal scholars. In the Civil Law and Civil Liability Law in 1960 is silent with respect to the above issue. But the second section of the Article 159 Islamic Penal Code in 2013 provides Official’s civil liability from the illegal orders of the competent authorities _ to cause mistake to think that the law is acceptable _ is executed, about wergild and civil liability subject to generalrules responsibility. Of course, by considering the recent law is well known that Articles 473, 495 and 496 links with the second section of Article 159 of the mentioned Law and by analyzing them should be deduced to general rule relating to official’s civil liability from executing the illegal order of the Competent Authorities. However, it seems various objections to mentioned Articles can be entitled objections structure codification, including not raised the subject in a subset of civil law, and substantive and technical objections, such as failure of the prediction different statements executing the illegal order of the competent authorities and Their impact on the Official’s civil liability and failure of the justification of the acceptable mistake criterion of the official to execute such orders by legislator that should be studied and in the end, will propos to legislativein this field.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>277</FPAGE>
						<TPAGE>298</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>حسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>بادینی</Family>
						<NameE>Hassan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Badini</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hbadini@tu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>احد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شاهدی دامنجانی</Family>
						<NameE>Ahad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Shahi Damanjani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشگاه خوارزمی تهران، تهران، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ahadshahi@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>حسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>علی پور</Family>
						<NameE>Hassan</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Alipour</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hassanalipour38@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قانون مجازات اسلامی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مسئولیت مدنی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دستور غیرقانونی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مقامات صالح</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مأمور</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ایرادهای ساختاری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ایرادهای ماهوی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ملاک اشتباه قابل قبول</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>أتاسی، محمدخالد (1349). شرح­المجله. جلد اول، چاپ اول، بی‌جا: بی‌نا.##اردبیلی، محمدعلی (1394). حقوق جزای عمومی. جلد اول، چاپ 45، تهران: نشر میزان.##بادینی، حسن (1384). فلسفۀ مسئولیت مدنی. چاپ اول، تهران: شرکت سهامی انتشار.##بهرامی ­احمدی، حمید (1388). مسئولیت مدنی. چاپ اول، تهران: بنیاد حقوقی میزان.##توجهی، عبدالعلی (1394). آسیب‌شناسی قانون مجازات اسلامی مصوب 1392. چاپ اول، تهران: مرکز مطبوعات و انتشارات قوة قضاییه.##حق‌پناهان، عباس (1393). بررسی و تحلیل حقوقی و جرم‌شناسی قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی نوین. چاپ اول، تهران: انتشارات جنگل ـ جاودانه.##حیدر، علی (1411). دررالحکام، شرح مجله­الاحکام. جلد اول، چاپ اول، بیروت: دارالجیل.##دادبان، حسن (1382). نمونه‌ای از جریان اعمال مادة 57 قانون مجازات اسلامی راجع به امر قانونی و امر غیرقانونی آمر قانونی. مجلة دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شمارة 62، صفحات 211ـ198.##داراب­پور، مهراب (1387). مسئولیت‌های خارج از قرارداد. چاپ اول، تهران: انتشارات مجد.##رحیمی، حبیب­الله و صفایی، حسین (1392). مسئولیت مدنی (الزامات خارج از قرارداد). چاپ پنجم، تهران: انتشارات سمت.##سبزواری‌نژاد، حجت (1393). حقوق جزای عمومی (جرم، مجرم، مسئولیت کیفری و موانع آن). جلد اول، چاپ دوم، تهران: انتشارات جنگل و جاودانه.##سراج، محمداحمد (1409). ضمان العدوان فی الفقه الاسلامی، ‌دراسه فقهیه مقارنه بأحکام المسئولیه التقصیریه فی القانون. چاپ اول، قاهره: دارالثقافه للنشر والتوزیع.##سنهوری، عبدالرزاق احمد (بی­تا). الوسیط فی شرح القانون المدنی الجدید، نظریه الالتزام بوَجه عام مصادر الالتزام. جلد اول، چاپ اول، بیروت: دارإحیاء التراث العربی.##صفری کاکرودی، عابدین (1385). مسئولیت مأمور در اجرای امر آمر قانونی. دانش انتظامی، شمارة 36، صفحات 124ـ122.##عربیان، اصغر و حقیقی، مهری (1390). امر آمر قانونی و چالش نظارتی در محدودۀ مادة 91 قانون محاسبات عمومی. دانش حسابرسی، سال 11، شمارة 24، صفحات 110ـ108.##علی­آبادی، عبدالحسین (1385). حقوق جنایی. جلد اول، چاپ چهارم، تهران: انتشارات فردوسی.##فرج‌اللهی، رضا (1376). بررسی امر آمر قانونی در حقوق جزای ایران و فرانسه. مجلة دادرسی، شمارة 2، صفحات 34ـ33.##کاتوزیان، ناصر (1384). حقوق مدنی، الزام­های خارج از قرارداد (ضمان قهری). جلد اول، چاپ چهارم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.##کاشف­الغطاء، محمدحسین (1422). تحریرالمجله. جلد اول، تحقیق: محمد ساعدی، چاپ اول، تهران: المجمع العالمی‌ للتقریب بین المذاهب الاسلامیه.##گلریز، امین (1394). شرح کامل قانون مجازات اسلامی در نظام عدالت کیفری ایران. چاپ اول، تهران: انتشارات مجد.##مدنی، جلال­الدین (1383). حقوق مدنی. جلد سوم، چاپ اول، تهران: انتشارات پایدار.##محقق­داماد، مصطفی (1388). قواعد فقه، بخش مدنی، مالکیت، مسئولیت. چاپ 22، تهران: نشر علوم اسلامی.##مهرپور، حسین (1371). مجموعة نظریات شورای نگهبان. جلد اول، چاپ اول، تهران: مؤسسة کیهان.##موسوی ‌خمینی، مصطفی (1418). تحریرات فی­الأصول. جلد پنجم، تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).##نجفی ‌توانا، علی و میلکی، ایوب (1393). حقوق جزای عمومی (تحلیلی ـ انتقادی ـ تطبیقی). جلد اول، چاپ اول، تهران: انتشارات جنگل و جاودانه.##نوربها، رضا (1385). زمینۀ حقوق جزای عمومی. چاپ 16، تهران: کتابخانة گنج دانش.##ولیدی، محمدصالح (1392). شرح بایسته‌های قانون مجازات اسلامی در مقایسه و تطبیق با قانون سابق. چاپ دوم، تهران: انتشارات جنگل و جاودانه.##Deakin, S., Johnston, A. &amp; Basil, M. (2007). Markesinis and deakinʼs tort law. 6thed, Oxford: Clarendon Press.##Ferrari, F. (1992-1993). Comparative remarks on liability for one’s own acts, 15 Loy. L. A. In’l 8 Comp. L. J., Vol. 15, p 845-846.## Lawson, F.H., Anton, A.E. &amp; Neville, B. (1967). Introduction to French Law. Oxford: Clarendon Press.##Malaurie, P. &amp; Laurent, A. (2001). Cours de droit civil, Les Obligations, T. I, 11e éd, Paris: Éditions Cujas.## Stuhmcke, A. (2001). Essential Tort Law. 2thed, Sydney- London: Cavendish Publishing (Australia) Pty Limited.##Terré, F., Simler, Ph. &amp; Yves, L. (1996). Droit civil, Les obligations. 6e éd, Paris: Dalloz.##Viney, G. &amp; Patrice, J. (1998). Traité de droit civil, Les conditions de la responsabilité. 2e éd, Paris: L.G.D.J.##Voirin, P. &amp; Gilles, G. (2001). Droit Civil. T. I, 28e éd, Paris: L.G.D.J.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی رکن روانیِ قتل عمدیِ ناشی از بی‌پروایی آگاهانه در قانون مجازات اسلامی</TitleF>
				<TitleE>Analysis the Mental Element of Deliberate Homicide Caused by Conscious Recklessness</TitleE>
                <URL>https://jclp.ut.ac.ir/article_60844.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از نوآوری‌‌‌­های قانون­گذار در تبصرة مادة 292 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ابداع قتل عمدی ناشی از بی‌پروایی آگاهانه است که براساس آن، قتل در اثر رفتار اولیة ارادی مرتکب به همراه آگاهی و توجهش به اینکه اقدام او نوعاً موجب قتل بر دیگری است، ارتکاب می‌یابد، بدون آنکه مرتکب قصد قتل کسی را داشته باشد؛ در این نوع قتل عمدی، بر خلاف ضابطة دوم قتل عمدی، نه عمد در کار واقع‌شده بر مجنی‌علیه وجود دارد و نه آگاهی و توجه مرتکب مفروض است. با این حال در هر دو نوع قتل عمدی، آگاهی و توجه مرتکب، با معیار شخصی و اقدام نوعاً موجب قتل بر دیگری، با معیار نوعی اندازه‌گیری می‌شود با این تفاوت که برخلاف ضابطۀ دوم قتل عمدی که معیار نوعی به‌دلیل تخصصی‌بودن در حیطة علم پزشکی است، در قتل عمد ناشی از بی‌پروایی آگاهانه، معیار نوعی به‌دلیل عرفی‌بودن تشخیص اقدام نوعاً موجب قتل بر دیگری، انسان متعارف است. با این وصف، انتظار می‌رود قانون‌گذار با محدودکردن قصاص به قتل عمد واقعی، برای قتل ناشی از بی‌پروایی آگاهانه به‌دلیل فقدان قصد صریح قتل، مجازات تعزیری در نظر گیرد.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the innovations of the legislator in Article 292 of the Penal Code Act of 1392 created the deliberate homicide of conscious recklessness to which According, homicide In effect Initial treatment voluntarily commit with his awareness and attention that his action is typically killing the other, will commit, without commit has the intention of killing someone. In this type of deliberate homicide, there is no intention in action located on victim and not awareness and attention is Supposed, unlike the second criterion deliberate homicide. However, in both deliberate homicide, commits’ awareness and attention, by personal criteria and action typically involves killing the other, with public criteria is measured, Along with this difference that deliberate homicide of conscious recklessness, common criteria for the diagnosis of a typical act of killing another being is common human, unlike the second criterion deliberate homicide that common criteria because of Profession ality is In the field of medical science. As far as it goes, Expected legislator considers the ta&#039;zir punishment to deliberate homicide of conscious recklessness because of Lack of explicit intention homicide along with limiting retaliation to the actual murder.  </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>299</FPAGE>
						<TPAGE>317</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>جلال الدین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قیاسی</Family>
						<NameE>Jalal-al-din</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghiasi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشگاه قم، قم، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>jalalghiasi2001@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>داوری</Family>
						<NameE>Mohammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Davari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم‌ شناسی، دانشگاه قم، قم، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mohammaddavari77@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بی‌پروایی آگاهانه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رکن روانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قتل عمدی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>. آل کاشف‌الغطاء، محمدحسین (1388). آیین ما. ناصر مکارم شیرازی، قم: انتشارات علی بن ابیطالب.##2. اردبیلی، محمدعلی (1392). حقوق جزای عمومی. تهران: انتشارات میزان.##3. حلی(محقق)، جعفر بن حسن (1383). شرایع‌الاسلام. جلد چهارم، قم: انتشارات اسماعیلیان.##4. حلی(علامه)، حسن ین یوسف (1387). ایضاح الفوائد. جلد چهارم، قم: انتشارات اسماعیلیان.##5. خویی، ابوالقاسم (2007). مبانی تکمله المنهاج. جلد 42، بیروت: انتشارات مؤسسة احیاء الآثار الامام خویی.##6. خمینی، روح‌­الله (1369)، تحریرالوسیله. جلدهای دوم و چهارم، تهران: انتشارات نشر اسلامی .##7. شامبیاتی، هوشنگ (1382). حقوق جزای عمومی. جلد دوم، تهران: انتشارات مجد.##8. شیخ‌الاسلامی، عباس (1384). تقریرات حقوق جزای اختصاصی دورة کارشناسی ارشد. مشهد: انتشارات دانشکدة حقوق دانشگاه آزاد اسلامی.##9. طوسی (شیخ)، محمد بن حسن (1389). مبسوط. جلد هفتم ، تهران: انتشارات مکتبه مرتضوى.##10. عاملی (شهید ثانی)، زین‌الدین بن علی(1416). مسالک الافهام. جلد پانزدهم، قم: انتشارات معارف اسلامی.##11. عاملی (شهید اول)، محمد بن مکی (1378). اللمعه الدمشقیه. ترجمة علیرضا امینی و محمدرضا آیتی، تهران: انتشارات سمت.##12. عوده، عبدالقادر (1373). حقوق جزای اسلامی. ترجمة ناصر قربان‌نیا و همکاران، جلد دوم، تهران: انتشارات میزان.##13. قیاسی، جلال‌الدین (1393). تقریرات حقوق جزای عمومی دورة دکتری. قم: انتشارات دانشکدة حقوق دانشگاه قم.##14. قپانچی، حسام (1383). خطا در قربانی جنایت. حقوق دادگستری، شمارة 46، صفحات 97- 77.##15. کیانی، مهرزاد (1393). بررسی ضابطة دوم قتل عمدی در پرتو موازین پزشکی. فقه پزشکی، سال 6، شماره‌‌های 18 و 19، صفحات 96-67.##16. گلپایگانى، محمدرضا (1409). مجمع‌المسائل. جلد سوم، قم: انتشارات دارالقرآن الکریم.##17. گودرزی، فرامرز (1376). تقریرات پزشکی قانونی دورة کارشناسی ارشد. تهران: انتشارات دانشکدة حقوق دانشگاه شهید بهشتی.##18. لفیو، واین آر (1390). سببتوقتل در نظام کیفری ایالات متحدة آمریکا. ترجمة حسین آقایی‌نیا، تهران: انتشارات میزان.##19. مدنی کاشانی، رضا (1368). القصاص للفقها و الخواص. قم: انتشارات مؤسسة نشر اسلامی.##20. مرادی، حسن و شهبازی، علی (1394). عنصر معنوی قتل عمدی در قانون مجازات اسلامی 1392. پژوهش حقوق کیفری، سال 4، شمارة 13، صفحات 70-43.##21. میرمحمدصادقی، حسین (1392). جرائم علیه اشخاص. تهران: انتشارات میزان.##22. نجفى، محمدحسن (1404). جواهرالکلام فی شرح شرائع الإسلام. جلد 43، بیروت: انتشارات دارإحیا التراث‌‌­العربی.##Catherin, E. &amp; France Quinn,(2006),criminal law, Second Edition, mizan Pablication.##Foster, N.G. &amp; Assessor, S.S. (2003). German Legal System and Law. 3rd edition, Oxford: Oxford University Press,.##3-Smith, J. &amp; Hogan, B. (1993). Criminal law. Fifth edition, London.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				